
به نام خدای رنگین کمان
گزارش صعود به دیواره علم کوه مسیر هاری رُست علایی، یک صعود خاص، پاک و مستقل
در برنامه از قاطر و پاترول استفاده نشد تمامی وسایل را خودمان حمل کرده ایم
افراد شرکت کننده در برنامه
1-ولی غلامزاده از شرکت زامیاد
2-سعید هادی از شرکت ومکو
سرپرست برنامه :سعید هادی
مسول فنی :ولی غلامزاده
راهنمای منطقه :سعید هادی
گزارش نویس :ولی غلامزاده
تاریخ اجرا برنامه 4 الی 7مرداد 1403
قبل از گزارش طبق معمول میرم سراغ مقدمه و معرفی منطقه صعود این بار گزارش من با تمام گزارشاتم فرق دارد این گزارش را از ذره ذره وجودم خواهم نوشت و امیدوارم این گزارش حوصله عزیزان را سر نبرد و از گزارش لذت ببرند. بنده سال هاست در رشته کوه البرز فعالیت کوهنوردی انجام میدهم و به شکرانه ایزد منان دوستان و مربیان خوبی نصیبم شده است تا بتوانم در این مسیر زیبا قدم بگذارم و همیشه تشنه آموزش از بزرگان و اساتید کوهنوردی کشور عزیزم ایران هستم .

مقدمه :
قله علم کوه در مجموعه قلل تخت سلیمان با ارتفاع 4850 دارای بیشترین ارتفاع بوده و به خاطر دیواره بلند به ارتفاع 750 و عرض 450 متر از دیواره های سرسخت و خشن در ایران می باشد و همواره مورد توجه کوهنوردان بزرگ ایرانی و خارجی از کشور های مختلف قرار گرفته است. از جذابیتهای دیواره واقع شدن آن در ارتفاع بالای 4000 متر است که بر سختی صعود افزوده و نیاز به توانایی بالایی برای صعود دارد که لازم است پس از عبور از یخچالها و گل سنگهای پای دیواره کار فنی برای صعود را از ارتفاع 4200 متر شروع کرد.

اولین مسیر روی دیواره توسط هاری رُست و فضل الله امیر علایی در چهاردهم مرداد سال 1343 تا ابتدای ریزشیها بازگشایی شد که به همین نام معروف شد و تا قله صعود نشد که در سمت راست شاخکها می باشد. سپس در مرداد ماه سال 1345،چهار نفر از کوهنوردان کلوپ آلپن فرانسه، به ایران آمدند و ظرف 25 روز مسیر اصلی دیواره علم کوه را با استفاده قسمتی از راه صعود شده قبلی مسیر رُست صعود کردند که به مسیر فرانسه معروف شد.

همانطور که می دانیم مسیر هاری رُست بعد از صعود دیواره در راه رسیدن به قله دارای بیشترین مقدار ریزشیها ( حدود 150 متر ) که از خطرناکترین قسمتهای دیواره علم کوه می باشد، به همین دلیل هاری رُست این قسمت از دیواره را صعود نکرد؛ تا اینکه در سال 1347 کوهنوردان گروه ابرمرد به سرپرستی مرحوم فریدون نجاح کار جاودانه ای را انجام داده و مسیر رُست را تا قله بازگشایی کردندکه از ابتدای ریزشیها تا قله به مسیر نجاح معروف است.


بنده به ندرت در گزارش های خوانده شده دیده ام که از کوهنوردآن فقید کشورمان نام ببرند اکثر کوهنوردآن مسیر هاری رُست را صعود کرده اند فقط نام این کوهنورد خارجی بر زبانشان جاری ست امید است که در گزارشات نام کوهنوردان فقید میهن بیشتر بر زبان جاری شود.
دیواره های علم کوه یکی از سر سخت ترین دیواره های ایران میباشد، جدای این که باید تمرینات سنگنوردی منظم داشته باشید باید قله نوردی و تمرینات هوازی در کنار سنگ نوردی و چندین صعود به دیوارهای بلند دیگر داشته باشید تا بتوانید در دیوارهای سکرت منطقه علم کوه فعالیت داشته باشید.

شرح گزارش :
سال گذشته با دوست عزیزم سعید هادی تصمیم داشتیم صعود به دیواره علم کوه داشته باشیم انتخاب مسیر صعود ما دو مسیر بود یا مسیر همدانی ها یا هاری رُست علایی که با مشورت با دوستان و اساتید که تجربه دیواره نوردی در علم کوه را داشتند به این نتیجه رسیدیم که اولین تلاش مان بر روی مسیر هاری رُست علایی باشد برنامه تمرینی ما آغاز شد هفته ای دوبار تمرینات سنگنوردی و یک هفته در میان قله نوردی و تمرینات دویدن و هوازی را در پیش گرفتیم ولی این تازه شروع کار ما بود در این هنگام باید تمرینات صعود مصنویی و صعود به دیوارهای بلند هم انجام میدادیم یک صعود به دیواره لجور مسیر تنوره ، دیواره شروین چندین طول صعود بلند در منطقه پل خواب مثل مسیر آرزو ، مسیر آینه وغیره .... به خصوص تمرینات ابزار گزاری صعود (ترد) در زمینه کار ما بود. در منطقه کسیل هم چندین برنامه در طول این یک سال انجام دادیم نا گفته نماند از کوچکترین فرصت ها استفاده میکردیم با این که موقعیت شغلی مان جوری بود که هم باید متعهد به محل کار خود میبودیم هم ورزش خود را از دست ندهیم و با تلاش روز افزون از جان دل مایه می گذاشتیم تا رویای مان به حقیقت پیوند بخورد بعد از یک سال تلاش های عالی دوست خوبم سعید هادی برنامه صعود را در مرداد ماه 1403تنطیم کرد قبل از شروع برنامه با دوست عزیزمان جناب استاد کریم رمضانی که سابقه صعود های متعدد به دیواره علم کوه را داشتند مشورت کرد و راهنمایی های بسیار ارزشمندی از ایشان گرفت، به قول سعید که میگفت جوری به من راهنمایی داد که انگار یک بار مسیر هاری رُست علایی را صعود کردم جا دارد از ایشان کمال تشکر را داشته باشیم ایشان کمک شایانی به ما داشتند، بعد از هماهنگی ها بین خودمان برنامه در تعطیلات تابستانه بسته شد این طور دغدغه مرخصی هم نداشتیم میدانستیم یک هفته تعطیلات تابستانه داریم ، روز پنجشنبه 4 مرداد از کرج به سمت ونداربن حرکت کردیم یک سری از دوستان نزدیک مان تصمیم داشتند به سمت گرده آلمان ها صعود کنند ،آقای فرهاد آقایی عزیز دوست گرانقدرمان هم طبق معمول دوست داشت ما را تا علم چال راهی کند و کنار تیم باشد ما ساعت یک ظهر به ونداربن رسیدیم و مشغول خوردن ناهار شدیم سپس بعد از صرف نهار کوله های بسیار سنگین مان را تنظیم میکردیم که یک باره آقای فرهادی آقای عزیز و آقای مهدی راد مهربان لطف داشتند به ما و قدری از بارهای سنگین ما را گفتند با خود حمل میکنند بارهای ما خیلی سنگین بود دو حلقه طناب تجهیزات فنی کلی خوراکی و غیره ...... کمال تشکر را از دوستان عزیزمان را داریم بعد تقسیم بارها بین خودمان طبق معمول رفتیم پیش آقای میثم رودکی مسول پناهگاه ونداربن اسامی خودمان را یاداشت کنیم و به کدام مسیر صعود میکنیم توجه داشته باشید هر شخصی هر قله ای را صعود میکند در هر نقطه ای از کوهستان های ایران به اولین پناهگاه و قرارگاه فدراسیون کوهنوردی اطلاع دهد و افراد موضف هستند نام خود را در دفتری که برای ما کوهنوردان تهیه شده است یاداشت کنند و بگویند به کدام مسیر میروند و زمان صعود و بازگشت مسیر مشخص شود و یک شماره تلفن از پشتیبان برنامه داخل دفتر بنویسند که اگر خدای نکرده افراد دچار حادثه شوند موقعیت تقریبی تیم مشخص باشد تا بتواند تیم امداد برای نجات افراد بهترین عملکرد را داشته باشد در این هنگام مشغول نوشتن بودیم که متوجه شدیم یک تیم دونفره مسیر هاری رُست را صعود میکند و احتمال اینکه نفرات بیشتری در مسیر های دیواره باشند هست، بعد از نوشتن اسامی داخل دفتر همگی با کوله های سنگین ساعت 2:30 عصر به سمت پناهگاه سرچال حرکت کردیم بعد از عبور از کشتی سنگ و زیر کنگلک ها و لیزونک ها به پاشنه یخچال و سپس به پناهگاه سرچال رسیدم ساعت 8:30 شب بود پناهگاه سرچال تقریبا شلوغ بود یک تیم بزرگ به سمت گرده آلمان ها رفته بود و از سیاه سنگ ها به سمت پایین می آمد در مسیر سیاه سنگ هدلامپ هایشان نمایان بود و در تاریکی شب نمای زیبای به منطقه داده بود و از طرفی بسیار نگران کننده بود ما امیدوار بودیم که این تیم با نفرات زیاد به سلامت به پناهگاه برگردد چون مسیر سیاه سنگ ها امسال بسیار متفاوت تر از سال های دیگر بود حجم زیاد برف و شکاف های متعدد مسیر در همین حین مشغول جای خالی برای شب مانی در سرچال بودیم که یک بار یک دوست بسیار گرانقدر را دیدیم که همیشه به ما لطف داشته هر چه از محبت و خوبی ایشان بگویم کم گفته ام این فرد کسی نبود جز جناب سلمان بهمن دار مربی مهربان که در واقع من و سعید درس های خوبی از ایشان یاد گرفته ایم وقتی آقا سلمان دیدیم برق خاصی توی چشم هامون افتاد با بغل کردن همدیگر و خوش بش کردن رفتیم یه گوشه ای داخل پناهگاه با آقا سلمان در مورد نحوه صعود مون مشورت کردیم ،خوب آقا سلمان سالیان دراز که در باشگاه پر آوازه شقایق فعالیت میکنه و از همه مهمتر جز نیرو های امداد نجات هم هست آقا سلمان اون شب نکات خیلی مهمی رو به ما گوش زد کرد که خیلی به درد مون خورد بزار اینجوری بهتون بگم وقتی یه آدم خوش قلب و دل سوز خدا سر راحت قرار میده یعنی صعود از این که هست بهتر خواهد شد آقا سلمان عزیز در چندین برنامه شاخص پشتیبان ما بود تو این برنامه هم جدای آقا فرهاد که پشتیبان ما بود آقا سلمان هم پشتیبان ما شد بعد از صحبت کردن با هم متوجه شدیم آقا سلمان تیمش به سمت دندان اژدها میره و بهمون گفت در طول مسیر صعود با هم در ارتباط باشیم بعد صحبت های پایانی خاموشی زدیم رفتیم برا یه خواب راحت ساعت 5 صبح بیدار شدیم تیم دوم ما وارد منطقه شده بود آقای حامد نصیری و داریوش رستمی که قرار شده بود با مهدی راد که شب قبل ما تا سرچال اومده بود به سمت گرده بروند با خوش بش کردن با بچها و آرزوی موفقیت برای تیم گرده آلمان ها از هم جدا شدیم. من و سعید و آقا فرهاد عجله چندانی نداشتیم میدونستم یک تیم دونفره امروز میخواد مسیر هاری رُست علایی صعود کنه آقا فرهاد زحمت کشید کوله خودش به صوت کلی خالی کرد یه گوشه پناهگاه تا بتونه بارهای ما رو تقسیم کنه و مقداری رو با خودش بیار باز جا دار از ایشان کمال تشکر را داشته باشیم هر سه نفر با کوله های سنگین به سمت علم چال و پناهگاه مخروبه حرکت کردیم بعد عبور از دروازه جهنم به علم چال و بعد از چند دقیقه به پناهگاه مخروبه رسیدیم 9 صبح بود با آقا فرهاد سریع چادر زدیم وسایل انتقال دادیم به چادر مون یک ساعتی آقا فرهاد عزیز کنار مون بود بعدش با هم خدا حافظی کردیم آقا فرهاد به سمت ونداربن حرکت کرد قرار شد هر جا آنتن داشتیم وضعیت مون به آقا فرهاد هم اطلاع بدیم من و سعید مشغول مرتب کردن کوله برداشتن خوراکی و برداشتن آب و مرتب کردن تجهیزات فنی شدیم حدود 10 صبح بود چنتا چادری کنار ما زده شده بود رفتیم کنار چادر ها سوال کردیم از همنورد آن افراد دیگری هستند برای مسیر دیواره هاری رُست یا نه چون ممکن بود افرادی اسم شان را در دفتر ونداربن یاداشت نکرده باشند با پرسیدن از همگی متوجه شدیم یک سری به سمت گرده آلمان ها میروند و یک تیم هم مسیر همدانی ها صعود انجام میدهند تیم بچههای دیواره همدانی ها آشنا در آمدن و آقا مهدی امینی ما رو شناخت ایشان کلاس نجات فنی با ما تو دوره بودن، بچهها بسیار با محبت وخون گرم بودن با خوش بش کردن با همگی خیال مان راحت بود که تیم دوم ما هستیم که میخواهیم به سمت هاری رُست علایی حرکت کنیم ولی همچنان باید منتظر می ماندیم تا تیم اول از مسیر هاری رُست علایی خارج شود چون دیواره علم کوه تمام مسیر هایش ریزشی میباشد حال یکی کمتر و یکی بیستر، ما همین طور که داشتیم مناظر اطراف را نگاه میکردیم هر چند دقیقه با دوربین شکاری مسیر خودمان را رسد میکردیم تیم داخل دیواره داشت با سرعت نسبتاً خوبی رو به جلو پیش میرفت، معمولا افرادی که دیواره علم کوه صعود میکنند باید یک ثابت کشی انجام بدهند تا دم ریزشی های هر مسیر، اول باید از یخچال ها و شکاف های عمیق منطقه عبور کرد و بعد از یخچال از گل سنگ های پر از ریزش بروند تا پایه دیواره برسند ، با مشورتی که سعید با جناب کریم رمضانی داشت ما نمی خواستیم ثابت کشی کنیم چون باید یک روز کامل وقت می گذاشتیم برای ثابت ها و دوباره به سمت چادر می آمدیم و روز دوم دوباره این مسیر پر از استرس و چالش را باید عبور میکردیم و از همه مهمتر باید یک طناب ثابت در مسیر قرار میدادیم که با ریزش های متعدد مسیر احتمال کات شدن طناب و زخمی شدن طناب بسیار بالا بود ما یک ساعتی داخل چادر استراحت کردیم قرار شد به صورت سویسی از نقاط خیلی حساس عبور کنیم به نظر من عبور از این نقاط از صعود دیواره خیلی سخت تر میباشد ، من نمیدانم چه طور برای شما این وضعیت را توصیف کنم و فقط باید عزیزان در منطقه حضور داشته باشند تا متوجه حساس بودن این نقاط باشند، در این هنگام یک بار دیگر با هم مشورت کردیم و قرار شد ساعت 12 ظهر شروع صعود مان باشد از یخچال بالا رفته و از گل سنگ ها و ریزشی ها عبور کنیم و به سمت راست مسیر که مسیر لهستانی ها و ایرانی ها بود برویم و قدری به سمت شانه کوه ادامه مسیر دهیم و در یک نقطه امن بیواک کنیم قبل از صعود منطقه بیواک رو با دوربین دیده بودیم مکانی امن و دور از هر گونه ریزش در این هنگام همنوردآنی که میخواستند مسیر همدانی ها را صعود کنند رفته بودند برای ثابت کشی ما هم به سمت مسیر خودمان پیش رفتیم وقتی به نزدیکی های سنگ یوسف رسیدیم مسیر بسیار پر ریزش بود که نگو ، نمیشد لحظه ای آنجا توقف داشت اگر در آن نقطه قرار میگرفتیم قطعاً دچار حادثه میشدیم سریع تراورس کردیم به سمت مسیر همدانی ها با اجازه گرفتن از دوستانی که مسیر را ثابت کشیده بودن از مسیر بالا رفتیم جا دارد از دوستان عزیز کمال تشکر را داشته باشیم، بعد عبور از یخچال و گل سنگ ها یک تراورس ریزشی داشتیم با هم طناب شدن با همدیگر مسیر ریزشی رو به روش سویسی رفتیم بالا تا به نقطه امن رسیدیم با دست مقداری سنگ ها رو جا به جا کردیم محل بیواک ما آماده شد ساعت 4 بعد ظهر بود ما خیلی از برنامه جلو افتاده بودیم رفتیم تو کیسه خواب قدری خوابیدم روبرو مون یک منظره بسیار زیبا از تمام مسیر های دیوار داشتیم . ریزش های متعدد مسیر 48 زیاد بود در تاریکی هوا وقتی سنگ ها به دیواره برخورد میکردند پر از جرقه میشد و شبیه جنگ بود کل مسیر ها انگار با تیر به دیواره شلیک میکردند بعد خوردن شامی مختصر چند ساعتی مشغول دیدن دیواره پر جرقه و دیدن آسمان زیبا شدیم و یواش یواش چشمانمان سنگین شد و به خواب عمیقی فرو رفتیم هر از گاهی از صدای ریزش سنگ بیدار می شدیم که بعد از مدتی برایمان عادی شد ساعت 5 صبح از خواب بیدار شدیم . باید منتظر می ماندیم تا دوستانی که مسیر همدانی ها را میخواهند صعود کنند وارد مسیر شوند چون اگر ما زودتر وارد مسیر میشدیم به علت ریزش سنگ آنها صد در صد دچار حادثه میشدند یک ساعتی منتظر ماندیم ساعت 6 صبح بود و خبری از دوستان نبود قدری نگران شدیم که به چه دلیل بالا نیامدن که در ادامه گزارش به این موضوع خواهم پرداخت وقتی خیال مان راحت شد که شخصی در مسیر نیست شروع کردیم به حرکت به سمت مسیر هاری رُست علایی دوباره چالش ما شروع شد باید از زیر تمامی مسیر ها عبور میکردیم درگیری با شکاف های یخچالی و ریزش های سنگ و دست به سنگ شدن حقیقت نمیدانم چه طور برای شما توصیف کنم که این تراورس چقدر پر خطر می باشد با یک دست تبر به یخ و برف می کوبیدم و با یک دست باید سنگ ها را لمس میکردیم که تعادل مان بهم نخورد در این تراورس من یک بار حدود یک متر سُر خوردم که به شکرانه خدا با تبر خودم نگه داشتم بعد عبور از کلی چالش به اول مسیر هاری رُست علایی رسیدیم اینجا بود که یه نفس راحت کشیدم که جان سالم به در برده بودیم تا به اینجا ،ساعت 7:30 صبح بود تقریبا زمان نسبی خوبی داشتیم سعید آماده شد برای اولین سر طناب دو طول را با هم صعود کرد در طول مسیر هاری رُست علایی بیش از 90 درصد مسیر را باید ابزار گذاری کرد صعود( ترد ) طول سوم را من صعود کردم سرعت سعید در سر طناب خیلی بالا تر از من بود با صحبت کردن با هم قرار شد سعید سر طناب صعود کند و من ته طناب سریع مشغول ابزار جمع کردن شوم همه چیز بسیار عالی و با سرعت بسیار بالا و دقت فراوان پیش میرفت بعد عبور کلاهک بزرگ و کلاهک کوچک به کارگاه یخ رسیدیم چالش جدی ما از کارگاه یخ به بعد شروع شد در بعضی از کارگاه ها گلی و خیس بودند جوری که تمام کفش سنگ های مان را کثیف گلی کرده بود و ما خود به خود روی دیوار های لغزنده باید صعود میکردیم از کارگاه یخ به بعد تمام توان خود را گذاشتیم که به تاریکی شب نخوریم خیسی مسیر یک موضوع بود و کلاغ های نوک زرد از طرفی دیگر به ما هر چند دقیقه یک بار حمله میکردند شدت حمله جوری بود که داخل قیف یخ تعادل سعید بهم خورد و یک پاندولی حدود چهار متری داد و یکی از میانی های پوسیده مسیر کنده شد و چندین سنگ بزرگ و کوچک به سمت من سرازیر شد با برخورد یک سنگ کوچک به من دیگر ریزش تمام شد دستم بسیار درد میکرد همان لحظه طناب سعید را قفل کردم و قدری به درد دستم پرداختم استراحت بسیار کوتاهی داشتیم با قدری آرام شدن دستم ادامه صعود دادیم تا از دست کلاغ های نوک زرد فرار کنیم بعد عبور از 10 طول و چالش های مسیر طول آخر مانده بود که باید به صورت مصنوعی صعود میکردیم در این طول هم باید در پایان کراکس ابزار گذاری میکردیم ساعت 8 شب شده بود و آخرین طول هم به شکرانه خدا صعود شد هوا تاریک شده بود و ما سه طول ریزشی حساس داشتیم ریسک نکردیم و در طول آخر بیواک کردیم طول آخر بهترین مکان برای بیواک می باشد یک کارگاه دیگر در کنار کارگاه مسیر گرفتیم ابزار ها را آویزان کردیم و کیسه خواب ها را پهن کرده و با خود حمایت بلد داخل کیسه خواب ها رفتیم بعد چند ساعت قدری تنقلات خوردیم و یک شام مختصر آب کمی داشتیم آب را جیره بندی کردیم که در سه طول آخر هم تا قله آب داشته باشیم با طلوع آفتاب آماده سه طول نهایی شدیم یک کارگاه در ریزشی ها گرفتیم و سعید رو به جلو حرکت کرد تا به یک زین اسبی بسیار کوچک رسید این زین اسبی جوری است که دو نفر در آن میتوانند قرار بگیرد و یک کارگاه قدری سمت چپ دیوار ریزشی که با دو میخ است قرار گرفته، توجه داشته باشید به این کارگاه هیج جوره نمیتوان اعتماد کرد نفر حمایت چی باید جوری قرار بگیرد که اگر نفر صعود کننده پاندولی دهد و میخ کنده شود حمایت چی به آن طرف یال ریزشی قرار بگیرد و با حمایت دستی و به صورت هم زمان هر دو نفر بر روی یال کوچک قرار بگیرند ، در غیر این صورت حوادث جبران ناپذیری برای افراد خواهد افتاد. بعد صعود سعید من را حمایت کرد تا من هم بالا آمدم در این نقطه هر دو ما از مسیر انحراف پیدا کردیم در کنار کارگاه دیدیم که یک پاکوب به سمت پایین میرود و جای پا هم هست که داخل یک دهلیز بسیار وحشتناک میرود داخل این دهلیز پر از ریزش سنگ و همراه با یخ و برف فراوان بود داخل دهلیز هم یک کاپشن گرتکس پاره وجود داشت سعید آماده حمایت من شد من با دو تبری که در دست داشتم داخل دهلیز رفتم این دهلیز به قدری ریزش داشت که با دو تبر در دستانم و حمایتی که داشتم به راحتی هر چه تمام تر مرا داشت در خود میبلعید من نمیتوانم بیشتر از این برای شما این وضعیت را توصیف کنم وضعیت بسیار خطرناک بود به سعید گفتم مرا با طناب جمع کند با سختی فراوان به سعید رسیدم این مسیر بسیار انحرافی می باشد و اکثرا افرادی که مثل ما به صورت مستقل صعود میکنند دچار این اشتباه میشوند این مسیر به صورت کلی اشتباه می باشد و به احتمال زیاد زمانی که داخل دهلیز برف و یخ نباشد عبور میکنند ،وقتی به سعید رسیدم قدری دور برمان را نگاه کردیم که از کدام قسمت از ریزشی ها عبور کنیم که یک باره سعید بالای سرمان قدری به سمت راست سمت دیواره ریزشی ها یک میخ دید سریع کفش سنگ هارا پوشیدیم تا این دیواره پر استرس ریزشی را صعود کنیم طول اول را صعود کردیم کارگاه طول اول ریزشی یک تک میخ بود کنار آن تک میخ یک کارگاه سه نقطه گرفته شد و ادامه مسیر دادیم دو طول آخر با طناب های بزرگ داخل سنگ های بزرگ کارگاه گرفته شده است ولی باز به این طناب های پوسیده نمی توان اطمینان کرد و باید کنار طناب ها کارگاه گرفته شود من و سعید از این سه طول آخر هم عبور کردیم و به یال اصلی رسیدیم ما از خوشحالی فقط فریاد میکشیدیم نمیدانستیم چه کنیم هم گریه هم فریاد و هم خنده من هر چه از این خوشحالی بگویم کم گفتم ساعت حدود 8 صبح بود و تابلو قله چند متری ما به سمت قله رفتیم بعد چند دقیقه به قله با شکوه علم کوه رسیدیم با گرفتن عکس و فیلم و خوشحال از صعود به سمت جانپناه سیاه سنگ ها رفتیم آب ها یمان به طور کلی تمام شده بود وقتی وارد تراورس به سمت جان پناه شدیم داخل دهلیز آب برف از بالا دست داخل شکاف ها جاری بود با خوردن آب گوارا جان دوباره ای گرفتیم و بطری های مان را پر کردیم و ادامه مسیر دادیم شب قبل خواب خوبی نداشتیم وقتی به پناهگاه رسیدیم ساعت 10:30 صبح بود سریع یک دم نوش داغ درست کردیم پس از خوردن دم نوش و قدری تنقلات یک ساعتی رفتیم برای یک خواب شیرین ساعت 12 ظهر به مسیر خود ادامه دادیم تا به سیم بکسل های سیاه سنگ رسیدیم بعد صعود سنگینی که داشتیم ریسک نکردیم که سیم بکسل ها را بگیریم و فرود بیایم چون وقتی با سیم بکسل فرود انجام میشود خود به خود تعادل بهم میخورد و ماهم خسته بودیم این ریسک را نکردیم سریعاً دو حلقه طناب را رشته کرده و گره زدیم و 50 متر فرود رفتیم از نقطه حساس سیاه سنگ که بکسل داشت عبور کردیم باقی نقاط تراورس بود با گرفتن سیم بکسل ها و انداختن خود حمایت خود داخل بکسل ها تراورس انجام شد بعد پایان بکسل ها باید یک تراورس کوتاه دیگر انجام میدادیم از زیر قله چالون به سمت دهلیز سیاه سنگ رفتیم این دهلیز نصف شن اسکی بود و بسیار ریزشی با احتیاط کامل به سمت پایین سرازیر شدیم تا جای که شن اسکی تمام شد و حدود پانصد متر باید دهلیز برفی را فرود می رفتیم هر کدام یک عدد تبر یخ بر دست داشتیم و با احتیاط بسیار بالا به روش آلمانی به سمت پایین فرود آمدیم با یک دست تبر کوبیدن در برف و با یک مشت داخل برف کوبیدن به سمت پایین فرود آمدیم در این قسمت از دهلیز اگر سُر میخوردیم دچار حادثه میشدیم داخل دهلیز پر از سنگ های کوچک بزرگ وجود داشت با فرود آمدن از دهلیز وارد کف علم چال شدیم منطقه بسیار زیبا بود و از هر نقطه از مسیر آب به صورت خود جوش جریان داشت و در اکثر نقاط آب همراه با یخ بود با شربتی که همراه داشتیم یک یخ در بهشت طبیعی درست کردیم و با لذت هر چه تمام تر نوش جان شد بعد استراحت کوتاه به سمت پناهگاه مخروبه و چادر رفتیم ساعت 4 بعد ظهر به چادر رسیدیم سریع مشغول جمع کردن چادر شدیم و به سمت پناهگاه سرچال ادامه مسیر دادیم ساعت 6 عصر به سرچال رسیدیم کوله ها خیلی سنگین بود قدری استراحت کردیم و با تماس تلفنی با پشتی بان های برنامه از سلامت خود خبر دادیم البته زیر قله هم یک بار با دوستان مان تماس داشتیم. با کوله های سنگین به سمت پناهگاه ونداربن ادامه دادیم از سرچال تا ونداربن هوا بسیار مه آلود بود بعد کشتی سنگ نم نم باران گرفت آنقدر این باران لذت بخش بود که متوجه طولانی بودن مسیر نشدیم و در ساعت 21:15 شب برنامه هیجان انگیز ما به پایان رسید، و در این هنگام از آقای میثم رودکی جویای احوال دوستانی که مسیر همدانی ها را میخواستند صعود کنند شدیم شب صعود آنها شخصی که به صورت انفرادی گرده آلمان ها را صعود کرده بود هنگام بازگشت از سیاه سنگ دچار حادثه شده بود بچها به کمک فرد مورد نظر پرداخته بودند و تا سرچال مصدوم را هدایت کردند تا با قاطر به ونداربن برود این کار ارزشمند دوستان ما بسیار بالا تر از صعود بود و مطمئن پاداش کارشان پیش خداوند محفوظ خواد بود. امیدوارم از خواندن گزارش لذت برده باشید و توانسته باشم انتقال تجربه داده باشم به همنورد آن عزیز و در پایان صعود های ایمن را برای همه همنوردآن آرزومندم .
تجهیزات فنی استفاده شده در برنامه :
1-دو حلقه طناب 50 متری
2-کوئیک دراو 22 عدد
3-تسمه دایناما 60،120،180 سانت هر کدام 2عدد
4-ابزار فرند هر کدام دو دست کامل 14 عدد
5-ابزار کیل هر کدام دو دست کامل همراه با آچار کیل 22 دو عدد کیل
6-کارابین پیچ 10 عدد
7-طنابچه انفرادی یک عدد 8 متری
8-پله رکاب دو عدد همراه با فی فی و مایلول و دوعدد کارابین ساده
9-هارنس ،کلاه سنگنوردی ،کفش سنگ ، خود حمایت،
تجهیزات شب مانی در دیواره:
کیسه خواب پر و زیر انداز چادر
تجهیزات استفاده شده در علم چال
چادر دو نفره، زیرانداز کیسه خواب
تغذیه برنامه : آجیل ،تنقلات ، سوپ نود لیت ، میوه خشک ، خوراکی های خوشمزه آف کوک
آب استفاده شده در طول دیواره 3 لیتر آب و 1 لیتر شربت شیرین
سختی مسیر هاری رُست علایی
از 5.9 شروع میشود اواسط مسیر 5.10a آخرین طول 5.11b و بخشی از مسیر A1 میباشد که به صورت مصنویی میتوان صعود کرد
طول ها و کارگاه های مسیر دیواره هاری رُست علایی تقریباً
طول یک: 50 متر، کارگاه راحت
طول دو: 35 متر ،نیمه راحت
طول سه: 30 متر، کارگاه راحت
طول چهار: کلاهک بزرگ 35 متر کارگاه راحت
طول پنج: کارگاه یخ 30 متر ،کارگاه نیمه راحت
طول شش: دو راهی مسیر فرانسه 30 متر، نیمه راحت
طول هفت: 38 متر ، کارگاه نیمه راحت
طول هشت:25 متر، کارگاه راحت
طول نه :25 متر ،کارگاه راحت
طول ده :25 متر، کارگاه راحت
طول یازده : 18، متر کارگاه راحت و جای نسبتاً مناسب برای بیواک
طول های پایانی مسیر ریزشی سه طول 50 متری





























+ نوشته شده در جمعه دوازدهم مرداد ۱۴۰۳ ساعت 9:16 توسط پریسا حسین زاده
|