گزارش برنامه از سوی آقای پورمند:

اسامی شرکت کنندگان در این برنامه ها: ناصر اسدی، حمید خانی و قیاسعلی پورمند

کینو


باتوجه به تعطیلی شنبه ۲۸ صفر فرصت رامقتنم شمردیم و روز چهارشنبه ۲۲مهر بعداز پایان کار باهماهنگی که قبلا انجام داده بودیم به همراه دوستان همنورد ساعت ۱۶ از جلودرب شرکت راهی جاده ساوه شدیم واز طریق جاده اراک گلپایگان خوانسار داران چلگرد وارد جاده فرعی شدیم که مارا بسمت روستای لبد مبداصعود راهنمایی میکرد قبل از روستا و آخر جاده آسفالت یک دکل مخابرات وجود داشت که ابتدای ترک مسیرمان بود. ساعت ۳صبح رسیدیم وهمانجا داخل ماشین استراحتی کردیم ۶/۳۰صبح از کنار دکل استارت زدیم بعد ازچند شیب تند به گوسفند سرایی رسیدیم که روی یکی از سنگهای بزرگش یادگاری با تاریخ ۱۳۶۶ حک شده بود استراحتی کردیم و به راه افتادیم، مسیر سنگلاخی بود وبدون راهنما یا جی پی اس احتمال گم کردن مسیر زیاد است چون پاکوب مشخص نبود، سرانجام ساعت ۱۳/۴۰درارتفاع۳۷۴۰ متری کنار تابلو چند عکس یادگاری گرفتیم وپس از استراحتی کوتاه مسیر فرود رادرپیش گرفتیم .ساعت۱۹/۳۰ رسیدیم کنار دکل مخابرات . کوهنوردانی از خوزستان آتشی روشن کرده بودند وبا چای آتیشی که مهمانمان کردند خستگی ازتنمان درکردیم ازنکات مهم برنامه کینو اینکه حتما از راهنمای محلی یا جی پی اس استفاده شود چون پاکوب مشخصی ندارد ومسیر هم فاقد چشمه میباشد وبااینکه هرنفر حداقل دولیتر آب داشتیم به مشکل برخوردیم ویه نکته جالبی که تقریبا اثری از پوست شکلات فیلتر سیگار بطری پلاستیکی و...مشاهده نشد.

کلونچین


مسیر دوراهی چلگرد را برگشتیم واز طریق جاده فارسان وامیر آباد سمت چپ وارد دوراهی شدیم ورسیدیم به نیروگاه کوهرنگ از سمت راست نیروگاه وارد جاده خاکی شدیم و پس از حدود ۱۰الی۱۵ کیلومتر جاده خاکی که خیلی وضعیت بدی داشت وچند بار در چاله ها گیر کردیم به هر زحمتی بود ساعت ۱/۳۰ بامداد رسیدیم کنار پل فلزی که یک ساختمان و سوله که برای عشایر منطقه بود چادر را برپا کردیم دوستان غذایی آماده کردند و خوردیم خوابیدیم نصفه های شب صدای چند خودرو را شنیدیم ولی از فرط خستگی اهمیتی ندادیم قرار بود ساعت ۶ استارت بزنیم ولی خواب مانده بودیم که ساعت ۷/۱۵باصدای یک گروه از کوهنوردان شیرازی از خواب بیدارشدیم دیر شده بود ولی خب چه میشد کرد بعد از سلام و احوالپرسی ومختصر املتی که اقای اسدی زحمتش را کشیدن راهی دره شدیم البته از روی یال هم میشد صعود کرد که مسیر طولانی میشد شیرازی ها هم دنبال ما میامدند البته اول مسیر سوال کردند که راه بلد هستید یا اولین بار است که صعود میکنید که ما گفتیم اولین بار است وبه کمک جی پی اس صعود میکنیم از برنامه عقب بودیم سرعتمان را بیشتر کردیم بعد حدود ۲ساعت به پایان دره موسوم به کول خدنگ رسیدیم مسیر زیبایی بود با دیواره های بلند کم کم رسیدیم به یخچالها از اولی و دومی رد شدیم ولی دیگه نمیشد قدم برداشت بعضی از یخچالها مسافت حتی تا ۷۰۰الی ۱۰۰۰متر طولشان بود خوشبختانه به توصیه دوستانمان که قبلا صعود داشتند کلنگ و کرامپون همراهمان بود در شیب زیر قله دوستانی که دیشب صدای ماشینهاشان میامد  را دیدیم از سوادکوه وساری امده بودند خوش و بشی کردیم وراهی قله شدیم سرانجام با مشقت زیاد ساعت ۱۵ موفق به صعود قله شدیم چند عکس گرفتیم وفرودمان را اغاز کردیم از گروه شیرازی ها خبری نبود باید عجله میکردیم راه زیادی داشتیم از طرفی هم هوا داشت تاریک میشد نگران فرود از یخچالهایی بودم که امده بودیم چون انرژی زیادی ازما گرفته بود هوا سرد بود و شیب زیاد باید با قدرت پا میکوبیدیم تا شاخکها گیر کنند من خودم به شخصه خسته شده بودم و پیشنهاد بیواک دادم که دوستان قبول نکردند خلاصه ساعت ۲۱رسیدیم محل کمپ عشایری چون جیره غذایی مون تموم شده بود تصمیم گرفتیم که بسمت شهر حرکت کنیم از نکات این برنامه هم برای خرید اقلام مورد نیاز حتما از شهر خریدها را باید انجام داد چون اطراف مغازه هایشان لوازم کشاورزی و ادوات و اینجور لوازم هستند و اینکه باغروب افتاب بسته میشوند و برای بنزین هم پمپ های آنها داخل مغازه هست وباغروب هوا کرکره را پائین میدهند و اگر بنزین رو به اتمام باشد باید بری منزل صاحب مغازه را پیدا کنی البته بعضیشان شماره تلفنشان را نوشته اند که در صورت نیاز زنگ بزنید.

قاشمستان

ساعت ۱۲ شب است و ما راهی سمیرم هستیم مسجد اول سمیرم  پارکینگ بزرگی دارد کنار میایستیم چادر را برپا میکنیم که استراحتی بکنیم  و صبح دوباره راهی جاده یاسوج بسمت خفر مبدا صعود میشویم. نزدیک ساعت ۱۱ رسیدیم خانه کوهنوردان خفر دونفر از کوهنوردان اصفهان قله را صعود کرده و برگشته بودند جناب حجاریان از پیشکسوتان اصفهان هم انجا بودند صحبتهایش دل نشین بود آقای امیری را هم میشناختند و گفتند که سال ۷۲ اولین صعود زمستانی قاشمستان را با آقای امیری و مرحوم اوراز و چند کوهنورد دیگر انجام داده اند، به توصیه ایشان بعد از خوردن ناهار و استراحت مختصر بعد از خداحافظی از ایشان ساعت ۴بعداظهر به سمت جانپناه حرکت کردیم، ساعت نزدیک ۶غروب رسیدیم جانپناه سوپ گرمی آماده کردیم به همراه کنسروجات شام را خوردیم و از خستگی خزیدیم داخل کیسه خوابهایمان، شب آرومی بود ساعت ۴صبح بعداز خوردن صبحانه راهی قله شدیم مسیر پاکوبش مشخص بود از جانپناه هم تابلو مسیر مور گل قبله و قاشمستان را مشخص کرده بود البته همنوردمان اقای خانی قبلا قله را صعود کرده بودند سرانجام حدود ساعت ۱۰ صبح موفق شدیم روی قله به ایستیم روی قله آنتن داشتیم با آقای امیری تماس گرفتیم خوش و بشی انجام دادیم و حدود یک ساعتی روی قله بودیم کسی هم در مسیر رفت و برگشت نبود فرودمان را اغاز کردیم، البته در مسیر صعود قسمتی را باید از یخچال عبور میکردیم که ناگهان بر اثر ضربه سنگین یکی از دوستان صدای هولنا کی بلند شد صدای شکسته شدن وترک برداشتن یخ بود که سریع از آنجا خارج شدیم وسزانجام ساعت۱۵/۳۰رسیدیم خانه کوهنوردان قاشمستان آقا سید مسئول خانه کوهنوردان مرد خوش اخلاقی بود، مردم روستا درحال برداشت سیب از باغها بودند که کامیون کامیون راهی سردخانه های اصفهان میشد، داخل خانه کوهنوردان هم ما از سیب و گردوهایش استفاده کردیم سرکه سیبهای ارگانیک هم موجود بود، دوشی گرفته استراحتی کردیم و شبانه راهی اصفهان و تهران شدیم ساعت ۴صبح دوشنبه با یک روز تاخیر تهران بودیم.

یاحق.